دفتر هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری واحد خواهران دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، نشست هماندیشی با عنوان «تعارض نقش، خستگی شغلی و تعالی معنوی» را برگزار کرد. این نشست روز ۳ دیماه ۱۴۰۴ در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد و با حضور دکتر مسعود جانبزرگی، استاد تمام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و متخصص روانشناسی بالینی، و دبیر نشست؛ راضیه شیبک، مسئول واحد خواهران دفتر نهاد رهبری دانشگاه فردوسی مشهد، برگزار شد.
در این نشست، چالشهای پیشروی بانوان هیئت علمی در ایفای همزمان نقشهای حرفهای، خانوادگی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و بر ضرورت مدیریت تعارض نقشها، پیشگیری از خستگی شغلی و تقویت ابعاد معنوی در مسیر رشد فردی و حرفهای تأکید شد.
دکتر جان بزرگی در ابتدای نشست با اشاره به چالشهای خانوادههای مدرن گفت: بحران خاموش خانوادههای مدرن مسئلهای است که نیازمند توجه ویژه است. اساتید خانم با توانمندیهایی که دارند، میتوانند در تربیت نسل دانشمند و رهبری علمی جامعه نقش بسزایی ایفا کنند. اما این افراد با چالشهایی در مدیریت خانواده نیز مواجه هستند. وقتی بین کار و خانواده تعارض پیش میآید، پیامدهای آن تنها محدود به یک جنبه نیست و میتواند عواقب متعددی در زندگی شان داشته باشد.
وی ادامه داد: در دهههای اخیر، پدیده تعارض نقش به شکل فزایندهای در جوامع مختلف مشاهده میشود. جامعه ایرانی بهویژه در زمینه رهبری اجتماعی بانوان پیشتاز است. اما سوال اینجاست که آیا ما آمادهایم تا این مسئولیت را به دوش بکشیم یا خیر؟
جان بزرگی همچنین به اهمیت یگانگی نقشها در سلامت روانی اشاره کرد و گفت:اگر نتوانیم به این سوال پاسخ دهیم که نقش ثابت شما چیست؟ با بحران هویت مواجه خواهیم شد. یگانگی نقشها به ما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، بتوانیم وحدت ایجاد کنیم.
وی افزود: چندین پژوهش در کشور ما نشان دادهاند که کیفیت زندگی بانوان شاغل به طور معناداری تحت تأثیر تعارض بین کار و خانواده قرار میگیرد. وقتی خانمها به محل کار میروند و از طرف دیگر مسئولیتهای خانوادگی را نیز دارند، این تعارض میتواند به کاهش توانایی در انجام کارهایشان منجر شود.
تأثیر تعارض نقش بر زندگی کاری و اجتماعی زنان
دکتر مسعود جان بزرگی در ادامه با اشاره به افزایش پریشانیهای روانشناختی ناشی از تعارض نقشها خاطرنشان کرد:«تحقیقات نشان دادهاند که افرادی که با این تعارض مواجه هستند، معمولاً تجربه افزایش استرس و اضطراب را دارند. این علائم منفی میتواند کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. اگر این تعارض ادامه پیدا کند و فرد نتواند آن را مدیریت کند، ممکن است به فرسودگی شغلی منجر شود. این فرسودگی گاهی اوقات فشار زیادی به فرد وارد میکند و او را مجبور به ترک شغل میسازد
وی همچنین به تأثیرات منفی این تعارض بر عملکرد حرفهای اشاره کرد و گفت: تعارض کار و خانواده منجر به افزایش تنش شغلی و کاهش رضایت، شغلی میشود. این موضوع نه تنها بر خود فرد بلکه بر روابط میان مدیران و کارکنان نیز تأثیرگذار است.
وی با تأکید بر اهمیت نگرشهای سنتی و مدرن در مدیریت تعارض نقشها گفت: نگرشهای سنتی و مدرن میتوانند تأثیر زیادی بر نوع برخورد افراد با تعارضات داشته باشند. وقتی نگرش سنتی حاکم باشد، ممکن است فرد تصور کند که مرد باید بیرون کار کند و زن باید در خانه بماند، همچنین نگرش مدرن نیز با برابری طلبی میتواند موجب تشدید تعارضات شود. ما اگر بتوانیم بین خط کشی های نگرش سنتی و مسئولیت های نگرش مدرن تعادل ایجاد کنیم، تعارضها کاهش پیدا میکند.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه همچنین به مشکلات رضایت شغلی زنان اشاره کرد و گفت: در شرایط برابر، اگر همکاران مرد و زن را بررسی کنیم، متوجه میشویم که رضایت شغلی زنان پایینتر است. این نشاندهنده یک بیعدالتی است که در محیط کار وجود دارد.معمولا نقش های مدیریتی به سختی به زنان واگذار میشود و مسیر ارتقاء شغلی برای آنان دشوار تر است.
تأثیر تعارض نقش بر سلامت روان کودکان و روابط خانوادگی
در ادامه دکتر جان بزرگی به جابجایی نقشهای جنسیتی نیز اشاره کرد و گفت: کودکان وقتی رفتار والدین خود را مشاهده میکنند، درک متفاوتی از نقشهای جنسیتی پیدا میکنند. مثلاً وقتی بچهها میبینند که پدر فقط بیرون از خانه کار میکند ولی مادر بعد از بازگشت از کار، وظایف خانه راهم بر عهده دارد، این تصویر باعث میشود که آنها احساس کنند پدر تنها باید کار کند و مادر باید همه کارهای دیگر را انجام دهد.
وی افزود: این جابجایی نقشها باعث ایجاد تعارضات جدیدی میشود.بچهها ممکن است بخواهند نقش پدر را بپذیرند اما با دیدن رفتارهای پدر که همیشه ناراضی است، احساس خوبی نداشته باشند. همچنین دختران ممکن است از زحمات مادر خود ناراضی شوند و بخواهند از آن الگو دوری کنند.
جان بزرگی در ادامه افزود: تعارض بین کار و خانواده نه تنها بر کیفیت زندگی زنان تأثیر منفی دارد، بلکه روابط خانوادگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین نیاز است که نگرشها و الگوهای رفتاری تغییر کند تا بتوانیم به یک تعادل سالم در زندگی خانوادگی دست یابیم.
در ادامه، جان بزرگی به چالشهای پیش روی پسران و دختران در جامعه اشاره کرد و گفت: امروز دختران اغلب قویتر از پسران به نظر میرسند و این موضوع باعث خلع سلاح شدن پسران شده است. او همچنین بیان کرد که: وضعیت اقتصادی جامعه به این مشکلات دامن میزند و پدران مجبورند چند شیفت کار کنند تا از همسرانشان عقب نمانند.
وی در خصوص تأثیرات منفی جابجایی نقشها بر سلامت روانی خانوادهها گفت: مشکلاتی مانند میگرن، معده درد و حتی ریزش مو در زنان به دلیل تعارضات ناشی از جابجایی نقشها افزایش یافته است. همچنین، آمار طلاق در برخی مناطق به بالای ۵۰ درصد رسیده است که نشاندهنده ناپایداری خانوادههاست.
این مشاور همچنین به تأثیرات منفی بر هویت جنسیتی کودکان اشاره کرد و گفت: پسران نمیتوانند احساس اقتدار داشته باشند و دختران نیز از ویژگیهای زنانه خود لذت نمیبرند.این موضوع باعث کاهش سازگاری اجتماعی و تعاملات بین فردی میشود.
جابجایی نقشها در خانواده و تأثیرات آن بر روابط
این روانشناس بالینی و پژوهشگر، در ادامه به بررسی دو عامل کلیدی که میتواند منجر به احساس ناامیدی و افسردگی در افراد شود، پرداخت. او گفت: ما یک تئوری داریم که در آن دو فاکتور وجود دارد که میتواند زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از این فاکتورها زمانی است که فرد احساس کند سربار است و هیچ کارایی ندارد و دیگرب مربوط به تعلق عاطفی است. فرض کنید وقتی وارد خانه میشوید، همسرتان باید انرژی مثبت به شما بدهد. اگر این تعلق عاطفی وجود نداشته باشد، فرد احساس ناکامی میکند و این ناکامی میتواند به احساس سرباری منجر شود. در چنین شرایطی، ممکن است فرد به سمت افکار خودکشی برود و دچار افسردگی شود.
وی همچنین به یک تحقیق انجام شده در سوئد اشاره کرد و گفت:«جالب است که در این تحقیق نشان داده شده زمانی که درآمد زنان بالاتر از مردان است، میتواند تأثیرات منفی بر روی سلامت روان مردان داشته باشد. زیرا احساس بدی پیدا میکنند و امید به زندگیشان کاهش مییابد.
این پژوهشگر حوزه روانشناسی افزود: این تغییرات نه تنها بر روی روان مردان تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به افزایش گرایش به طلاق نیز منجر شود. در واقع، وقتی نقشها جابجا میشود، مرزهای تربیتی در خانواده به هم میخورد و این مسئله میتواند نظام خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.
جان مسعودی افزود: در دنیای امروز، تغییرات اجتماعی و اقتصادی تأثیرات عمیقی بر ساختار خانوادهها گذاشته است. جابجایی نقشها در خانواده، ساختار رفتاری را به هم میزند و این موضوع میتواند تبعات جدی به دنبال داشته باشد.وقتی که بچهای در خانواده وجود دارد، زن باید از مرد انرژی بگیرد تا بتواند به خوبی از بچهها مراقبت کند. در واقع، با درآمد بیشتر نمیتوان در خانواده محبت ایجاد کرد.بچههایی که پدر و مادرشان شاغل هستند، معمولاً توقعات بیشتری دارند و این موضوع میتواند منجر به نارضایتی در آنها شود.
بررسی حقوق و نیازهای زن و مرد در خانواده
جان مسعودی در مورد منبع بررسی حقوق خانواده گفت: ما باید به دو منبع توجه کنیم؛ یکی منبع درونی که عقل ماست و دیگری منبع بیرونی که علم و وحی را شامل میشود. وقتی علم بتواند حقیقتی را کشف کند، در واقع به آیات الهی نزدیک میشود.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم حقوق زن و مرد را بر اساس عدالت و حق قضاوت کنیم، باید بدانیم که این حقوق چگونه تعریف میشوند. آیا ما میتوانیم به جای جنگ قدرت و اقتصاد، به یک گفتوگوی سازنده بپردازیم؟ اگر ما بتوانیم نیازهای یکدیگر را درک کنیم، ممکن است به نتایج بهتری برسیم.
این کارشناس همچنین به اهمیت عدالت در خانواده اشاره کرد و گفت: عدالت یعنی هر کس در جای خود باشد. وی با تأکید بر اینکه «نیازهای ما متفاوت است»، افزود: گاهی اوقات حتی یک کلام ساده از سوی همسر میتواند احساس رضایت را به وجود آورد. این ذهن ماست که میتواند زندگیمان را تحت تأثیر قرار دهد. اگر ما خودمان را صرفا در الگوهای سنتی یا مدرن محصور کنیم، مطمئناً شکست خواهیم خورد.
این روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: ما باید مبتنی بر عدالت رفتار کنیم. اگر شما قدرت طلب باشید، دیگران تمایلی به همکاری نخواهند داشت. برعکس، اگر همسران بتوانند به یکدیگر احترام بگذارند، زندگی خانوادگیشان پایدارتر خواهد بود.
بررسی چالشها و راهکارهای ارتباطی در خانوادهها
دکتر جان بزرگی در ادامه به پرسش یکی از حاضران درباره خستگی و فشارهای کاری بانوان پاسخ داد و گفت: لطفاً با جنسیت خودتان در صلح باشید. خانمها به لحاظ روانی پذیرندهاند و هر درخواستی را میپذیرند. شما اگر هر چیزی به یک زن بدهید، او آن را رشد میدهد. قرآن نیز این مفهوم را با تمثیل کشتزار بیان کرده است. بنابراین، چیزی که میتواند مشکل را حل کند، یادگیری نه گفتن است. باید حیطه پاسخدهی خود را محدود کنید، وگرنه خسته خواهید شد.
او افزود: اینکه شما فوقالعاده علاقمند به کار هستید و ویژگی توسعه وجودی دارید، میتواند باعث شود که بچهها کنار شما رشد کنند. نقش یک مادر این است که آدم را وسعت بدهد و روابط را گسترده کند. برعکس، مردان معمولاً کارکردشان محدود کردن و هدفمند کردن افراد است.
این کارشناس خاطرنشان کرد:«بدون توجه به عاقبت و توان خودتان، کارها را قبول نکنید. بسیاری از تعارضها ناشی از این است که شما آنقدر توسعه وجودی دارید که میتوانید بارهای زیادی را بر دوش بگیرید، اما این کار در نهایت سخت خواهد شد.
چالشهای نقشهای جنسیتی در خانوادهها و نیاز به تغییر نگرش
جان مسعودی در مورد چالش نقشهای جنسیتی در خانواده نیز توضیح داد: اگر ما زندگی زناشویی را به یک رقابت تبدیل کنیم، در واقع خودمان را در یک جنگ قدرت قرار میدهیم. چرا اگر همسرمان موفق باشد ناراحت شویم؟ موفقیت او در واقع موفقیت خانواده است. اگر ما این رقابت را کنار بگذاریم و به منافع جمعی خانواده توجه کنیم، میتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم.
مسئلهای که میتواند ما را از این چالشها خارج کند، این است که کار و شغل یک زن مردانگی یک مرد را زیر سؤال نبرد که او را تحقیر کند. اگر واقعاً کار کند و حق او هم سر جای خودش باشد، هیچ مشکلی پیش نمیآید. تمام حرف ما این است که اگر عدالت را مبنا قرار دهیم و بگوییم در زندگی زناشویی حقوقی وجود دارد که من باید حق او را بپذیرم و او هم حق من را، دیگر دعوایی وجود نخواهد داشت.
این کارشناس افزود: اگر من آن حق را بپذیرم، تعادل برقرار میشود. بنابراین زن میتواند کار کند، مرد هم میتواند کار کند و هر دو میتوانند با همدیگر احساس خوشبختی داشته باشند. اگر از مسیر تعادل خارج نشویم، مشکلی ایجاد نخواهد شد. راه حل این نیست که بگوییم زنها کار نکنند یا مردها تلاش نکنند.
او در پایان گفت: نوع تعاملات ما باید تغییر کند. این تعامل نباید رقابتی باشد. معنویتی که ما به آن اشاره میکنیم، فضایی را برای ما ایجاد میکند که وقتی دارم کار بیشتری میکنم، یادم باشد که نقش او را خراب نکنم. این کار نباید باعث تداخل نقشها شود بلکه باید معنای زندگی را بالا ببرد.
